خیلی خیلی خیلی مهم همه بخونید

سلام عشقولیا

بچه ها این پست خیلی خیلی مهمه همه باید اینو بخونید 

هرجا میتونید باز نشر بدید 

الان بریم سر اصل موضوع 

این ویدیو ببینید👇

بکوب

*با فیلتر شکن برید *

این وحشت ناکه نه 

این‌ که دیگه نتونیم از اینترنت استفاده کنیم واقعا وحشت ناکه  من کلا سرگرمی همین اینترنته 

اینجوری همه ی سایتای خارجی از جمله 

لینستاگرام

واتساپ

گوگل

حتی بلاگفا هم از کار میوفتن 

نمی خوام😭😭😭😭

یه راه برای جلو گیری از این کار هست 

برید این ساین*رو کلمه ی این بکوب*

نام نام خوانوادگی کاملتون،شهر و ایمیل یا شمارتونو وارد کنید و ثبت رو بزنید 

(این سایت ایرانیه و خطری نداره)

این پست رو هم هرجا میتونید نشر بدید که یوقت این اتفاق وحشت ناک نیوفته 

این وظیفه ی من بود که این پست رو نشر بدم 

دیگه بقیش با شماست 

فعلا بای

بیوگرافیم برای داستان بلنکی😎

وی و کودک درون وی با اردنگی در وب را باز می‌کنند

همزمان:سسسسسللللاااااممممم عععععششششششقققققققووووووللللیییییاااااا 

شما فکنید یه درصد من تو داستان گروهی هایی که می‌نویسید نباشم 😁

ولفی کوچولو:عااا دلم میخواد بگم منم میخوام باشم ولی وقتی لیدی ولف باشه منم هستم دیگه 

به هرحال بریم سر بیوگرافی 

نام:توکا ساتو*ساتو توکا*

لقب:توتو

سن:۱۹

ملیت:نیمه ژاپنی نیمه ایرانی*چیه گفتم تنوه بدم*

محل زندگی:تو ژاپن به دنیا اومده ولی ایران زندگی میکنه 

علایق:شوخی بادوستاش،انیمه،مانگا،کرم ریزی، چیزای ترسناک،شب بیداری،گرگینه ها،شیاطین،ارواح،دوستاش،خانوادش، عروسک خرسیش ،دلمه،وبگردی

تنفرات:چیزای ترسناک،خوناشاما،خواب بدون عروسکش،آدمای رسمی،آزار دیدن دوستاش

اخلاق:مهربون،شادو شنگول،شیطون،پر انرژی،پرو،خانواده دوست،بشدت ترسو،بامزه،بعضی وقتا ترسناک،سادیسمی ،ماجراجو،یکم رو مخ

استعدا:آشپزی،تکواندو،کاراته،مشاوره

درباره ی توکا:با اینکه ۱۹ سالشه اما یه عروسک خرسی داره که همیشه پیششه شبا بدون اون خوابش نمی بره *چیه اون جوری نگام نکنید این یه واقعیته درباره ی من فقط من پلنگ صورتی دارم نه عروسک خرسی😅*پدرش ژاپنی و مادرش ایرانی بوده،اسمشو پدرش انتخاب کرده و تا سه سالگی تو ژاپن زندگی می‌کرده،از بچه گی عاشق  چیز ترسناک بوده ولی از اونجایی که ترسوعه شبا خوابش نمی‌بره ولی چون خیلی پرو تشریف داره دوباره هم میره سراغ اونکارا*دقیقا خودمم* یه کتاب خونه پر کتابای ترسناک داره و از ساعت ۲ به بعد میشینه خوندنشون وبعدم موقه خواب سفت عروسک خرسیشو بقل میکنه و زیر پتو قایم میشه میخوابه *جز قسمت کتاب خونه وضع اکثر شبای منه*هرجا بره دوتا کتاب ترسناک با خودش میبره  عروسکشم میبره 

اکثر چیزایی که گفتم راجب خود واقعیم بود البته اونقدرام به عروسکم وابسته نیستم فقط شبا باید کنارم باشه

ولفی کوچولو: راستی عروسک کو  میخوام بقلش کنم 

وی عروسک را دست کودک درون خود می‌دهد

همزامان:فعلا بای عشقولیا 

 

ست دازای

سسسسسسسلللللللااااااااااامممممم ععععععششششششششقققققوووووووووووللللللیییییاااااااااا

آمده ام بادستی پر

یه ست درت کردم از دازای سان

دایانا:مثلا میخواد با ادب باشه وعلا در حالت عادی بهش میگه بانداژ حروم کن-_-

شات آپ پیلیز

اول قالب:

هدر

فوتر

بکگراند

ولکام:

بالابر:

دکمه ها:

*وی درحال فکردن میباشد که چرا دقیقا چرا بین این همه شخصیت دازای سان رو انتخاب نموده*

خدایی چرا من این بانداژ حروم کنو انتخاب کردم*-* (به دازای لاورا بر نخوره ها قصدم تو حین نبود)

چرا اکو رو انتخاب نکردم

کاترینا:احیانن به این خاطر نبود که اتفاقی عکسارو پیدا کردی

راست میگی

اهم

بگزریم بریم سر قیمت

قالب:15

ولکام:7

بالابر:5

ودکمه ها:هر کدوم 3 کامنت

کلش باهم:42

خوب دیگه خدا بده برکت

اگه خواستید

 قیمت رو به پست ثابت وب خودم پرداخت کنید

برای ورود به وبم بکوب

بعدش بگید تا کدو بهتون بدم

بای بای

قالب کیوکا

سلام عشقولیا 

یاد گرفتم قالب حرفه ای درست کنم🤩

الانم اولین قالبمو آوردم

پیش نمایش قالب بکوب

قبول دارم یکم بد شده 

چون اولین قالبه رایگان 

هرکی خواست بگه تا کدشو بهش بدم 

و اینکه نتم آخرشه ۱۰۰خورده ای مگ برام مونده 😭

میرم محو شم تا مامانم برام نت بگیره 🥺

فعلا بای 

سلام و خداحافظ عشقولیا😐🤚

سلام عشقولیا 

اول به خاطر فعالیت نداشتنم عذر میخوام 

جان شما دوروزه اومدیم بیرون شبم همین جا میمونیم نتم ۲ گیگ بیشتر نیست دارم همینجوری وقت تلف میکنم نتم تمومش که  بسته ی جدید برام بگیرن تا خیالم راحت شه  راحت بیام فعالیت 

دوم والپیپر های آدرینتی آوردم 

لیدی نوار شیپرم ولی آدرینت رو هم دوست دارم 

برید ادامه 

 

 

ادامه نوشته

چیکار میکنید اگه.....

سلام عشقولیا

چالش آوردم

چالش:

چیکار میکنید اگه آدرین بهتون زنگ بزنه

 

من:

اول تا دو دقیقه به صفحه ی گوشی خیره میشم بعد خیلی با ادب میگم

برو خودتو ایسگا کن اوسکول روانی

وبعد خیلی شیک گوشی رو روش قطع میکنم

واکنش شما چیه؟

سرنوشت پارت2

وی در وب را بالگد باز میکند و هوار میزند

مممممنننننننن ببببررررررررگگگگگشششششتتتتتتتمممممممممم ععععععععششششششقققققوووووووووولللللللللللیییییییییااااااااااااااااا

برگشته ام با پارت دوم سرنوشت

شوت شید

ادامه نوشته

دکمه ی لیوای

سلام عشقولیا 

شرمنده بی فعالیت شدم 

چون همون طور که گفتم  نت درست حسابی ندارم 

بگذریم 

دکمه ساختم از لیوای آکرمن

 قیمت هر کدوم :۳ کامنت به پست ثابت 

اگه خواستید بگید براتون روش بنویسم 

حالا به نظرتون چطور شده؟

خبر بد💢

سلام عشقولیا 

خبر بدی دارم گرچه بیشتر برای خودم بده💢

وای‌فای ما تموم شده نت خطمم خیلی نیست 😑💢

در نتیجه خیلی نمیتونم بیام تو  وب

اگرم بیام نمی تونم پارت بدم چون من پارت هارو از تو کامپیوترم کپی میکنم الانم کامپیوترم ترم به وایفا وسل نیست  نمیتونم پارت بدم 😑💢

یعنی عذاب الاهی میمونه نت نداشتن💢💢

ببخشید پست بی محتوا گذاشتم باید خبر میدادم که اگه محو شدم دلیلم اینه 😑💢💢

بای 

 

سرنوشت پارت1

سلام عشقولیا 

اهم بالا خره تنبل بازی رو کنار گذاشتم و پارت دادم 

البته سخن زیاد دارم ولی آخر پارت میگم 

ادامه نوشته

مصاحبه

سلام عشقولیا

مصاحبه داریم

با مرینت دوپن چنگ

مرینت:سوالاتونو بپرسید جواب میدم

خوب منتظر چی هستید سوالاتونو بپرسید

کمیک

سلام عشقولیا

کلا این چند وقته زدم تو کار کمیک

انقدر هم دارم که خدا میدونه

برید ادامه از اون کمیک شیرینا آوردم

 

ادامه نوشته

بازیه زمان پارت4

سلام عشقولیا

حرفی ندارم برید ادامه

ادامه نوشته

بازیه زمان پارت3

حرفی ندارم

فقط شوت شید ادامه

ادامه نوشته

بازگشت شکوه مندانه خودم را تبریک عرض میکنم

وی با سرعت نور به سمت در می آید در را با لگد چنان میکوبد که نزدیک است از جا در بیاید همه نویسنده ها با وحشت به وی نگاه میکنند اما تا بخواهند به خود بیایند وی هوار میزند

سسسسسسسسللللللللاااااااااممممممممممممممم

ععععععشششششششققققووووووووووووووللللللیییییاااااااااااااااا

از شدت صدای بلند وی همه دست هایشان را روی گوششان میگزارند

لیدی بلنک به سمت وی میاید و میگوید

لیدی بلنک:چه خبرته لیدی ولف

الان وقت زد حال نیست چون

من برگشتم به حالت عادی

گرچه هنوز دستم یکم درد میکنه

اما دوباره میتونم تایپ کنم

راستی روز دختر رو هم به همه خواهرای قشنگم تبریک میگم*با تخیر*

به مناسبت برگشتنم وروز دخمل یه دوتا کمیک کوتا آوردم برید ادامه

ادامه نوشته

چلاق شدم 🥲

سلام عشقولیا 

همون طور که تو عنوان هم فرمودم چلاق شدم

چهار روز پشت سر هم که رفتیم بیرون از همه چیز افتادم 

امروز هم دستمو ناخواسته بد جور بریدم  

هیچی دیگه الان به زور دارم تایپ میکنم 

حالا اگه با کامپیوتر تایپ می کردم راحت تر بود  ولی مامانم نمی زاره از جام جم بخورم 

ریناروژ یه مدت برام مرخصی رد کن تا دستم بهتر شه نمی دونم تا کی نیستم ولی همین که دستم بهتر شد تونستم راحت تر تایپ کنم بر می گردم 

بای

درباره داستان سرنوشت(موقت)

ریناروژ لطفا بیوی شیبت رو بده

ساری لطفا تو هم بیوی شیب خواهر شیبت رو بده تا بتوانم داستان را شروع بکنم

وقتی بیو هارو دادین این پست رو میپاکم

درباره داستان +بیوگرافی من برای داستان خودم وساری

سلام عشقولیا

وای خدایا شکرت نمیدونید چقدر افسرده شده بودم وقتی سارا رفت حالا که برگشته یه عالمه انرژی بهم وارد شده

چند تا نکته درباره ی داستان گروهی هست

اسم داستان سرنوشت هستش

راجب دختر هاییه که شر دانشگان(سنتون رو پایین ندین) و........دیگه نموگم

بچه ها بیوتون رو تو یه پست بدید

اگر هم بازدید کننده این بیاید گفتینوم بیو بدید من میزارم تو وب

راستی یادم رفته بود بگم بیوی  شیبتون رو هم بدید چون داستان عاشقانست

بیوی من ادامس

ادامه نوشته

داستان جدید

وی افسرده وارد وب میشود وبا صدایی بغض دار آرام میگوید

سلام شقولیا

ناگهان وی با میز خالی ساری روبه رو میشود ومیزند زیر گریه

عررررررررررررررررر

ساری جونم دلم برات تنگ شده

عررررررررررررررررررر

لیدی بلنک آرام به پشت او میزند وبا صدایی ناراحت میگوید

لیدی بلنک:گریه کردن بی فایدست چون سارا رفته وقطره اشکی از گوشه چشمانش سور میخورد

اما با این حرف گریه ی لیدی ولف شدت میگیرد

عررررررررررررررررررررررررررررررررررر

ساری کجایییییییییییییییییییی

کجا گذاشتی رفتی 

چرا بستنیتو تنها گذاشتی

از وقتی رفتی دارم آب میشم

سسااااااااااارییییییییییییییی

اهالیه وب همسایه که از عربده های لیدی ولف خسته شده بودند  محکم به دیوار میزنند ومیگویند

-ده ساکت دیگه

ریناروژ:شرمنده

وبه پیش وی می آید اورا بقل میکند ومیگوید

ریناروژ:هرچقدر که میخوای گریه کن اما این چیزی رو تعقیر نمیده

لیدی ولف بالاخره دست از گریه بر میدارد

*هق* راست میگی*هق*

سارا کاشکی بتونی برگردی*هق*

دایانا:بالاخره میگی چی میخوای یانه

بی احساس*هق*

میخوام یه داستان گروهی*هق* بنویسم

هم بازدید*هق* کننده ها میتونن بیان*هق*

هم نویسنده ها*هق*

اگه میخواید بیاید زیر همین پست یه بیوگرافی بدید که شامل

اسم

فامیل

لقب

سن*هق*

علایق

تنفرات

اخلاق

استعداد میشه

خصوصیات ضاهریتون هم بگید تا عکس پیدا کنم*هق*

اگر هم میخواید خودتون تو گفتینوم عکس بفرستید*هق*

برای گفتینوم بکوب

بای

فانی تایم میراکلسی

سلام عشقولیا

چندی فانی تایم آوردم با هم بخندیم

شوت شید ادامه

ادامه نوشته

کمیک لیدی نواری

یه کمیک شیرین لیدی نواری  آوردم

بنگرید

از حق نگذریم خیلی قشنگ بود

منبع:نمد یادم نمیاد ای کسی که اینو گذاشتی این پست رو دیدی بگو منبع بزنم دستت طلا

همین بود دیگه

بای بای

بازیه زمان پارت2

سلام عشقولیا

پارت دوم بازیه زمان رو آوردم

برید ادامه

ادامه نوشته

بازیه زمان پارت 1

دوباره سلام عشقولیا

خوب برید پارت اولو بخونید

ادامه نوشته

داستان جدید

سلام عشقولیا

خوب داستان جدید آوردم

راستش زده به سرم باند جاسوسی رو ادامه ندم ایده هامم ته کشیده باند جاسوسی رو تا همینجا نوشته بودم

به هر حال یه داستان جذاب آوردم با الهام از یه فیلم کره ایه زیبا به نام اتاق زیر شیروانی یا شاهزاده زیرشیروانی

نکته:از اون الهام گرفتم داستان رو شبیه اون نمی کنم تغیرش میدم

خوب جدول زیر اطلاعات داستان رو نشونتون میده

توضیح داستان
نامبازیه زمان
شخصیت های اصلیآدرین.نینو.نیت.مارک.مرینت.آلیا.جولیکا.رز
ژانرسفر در زمان.عاشقانه
خلاصه داستانماجرا راجب برادر هاییه که به آینده سفر میکنن............

پارت یکش رو تا چند ثانیه آینده میدم

ومدیر ها لطفا بندازیدش..........چیز.............بزاریدش تو موضوع ها

🎯سرگرمی🎯

*وی بی‌ سرو صدا وارد بخش مدیریت می‌شود به سمت میز کار خود میرود وصندلی رو عقب میکشد ولی با عقب کشیدن صندلی صدایی گوش خراش ایجاد می‌شود وهمه نگاه ها به سمت او بر میگردد*

همه:لیدی ولف؟

سلام 

دوباره همه:مگه مرخصی نیستی

او الان باید بگم 

بازگشت شکوه مندانه خودم را از مرخصی تبریک میگویم 

بله اینجانب از مرخصی بر می‌گردد 

آخ که چقدر دلم برای وب تنگ شده بود 

آخ که چقدر دلم برای همتون تنگ شده بود 

آخ که ......

دایانا:بسه دیگه فهمیدیم داشتی جون میدادی😑

خوب بیخیال 

سرگرمی آوردم 

بر اساس رقم آخر شارژ گوشیتون 

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

بر اساس حیون محبوبتون 

🦁

🐱

🦝

🦊

🐺

🦄

🐴

🐷

🐵

بر اساس رقم آخر ساعت

۱

۲

۳

۴

۵

۶

۷

۸

۹

خوب حالا برید ادامه

ادامه نوشته

🐇مرخصی🐇

سلام بچه ها 

بنده باید برم مرخصی 

چون امتحانای ترمم شروع شده 

ومن تا اوایل خرداد که امتحانام تموم بشه نیستم 

میدونید دیگه هشتمه ودروس سنگینش برای همین باید مثل خر بخونم 

پس با اجازه ی مدیر های وب میرم مرخصی

فعلا بای 

😈باند جاسوسی پارت3😈

سلام عشقولیا

خوب دیگه زر نمیزنم

مستقیم برید ادامه

ادامه نوشته

😃شیب های سمی😃

سلام عشقولیا چندی شیب سمی آوردم

شیب آدرینی که تشکیل شده از مامان کلویی آدری و آدرینه

اگه این شیب واقعی بشه خودم جرمی رو دار میزنم

لیدینو تشکیل شده از لیدی باگ ونینو

اگه این شیب درست شه من یکی خود کشی میکنم

لیدیماث تشکیل شده از حاکماث و لیدی باگ

اگه این اتفاق بیوفته که  هم خودم هم جرمی رو میکشم

لوکالا تشکیل شده از لوکا ولایلا

بنده خدا لوکا

فیلینت تشکیل شده از فیلیکس ومرینت

یعنی اگه این شیب بیاد من وسط نه تنها جرمی وتوماس رو بلکه کل تشکیلا تشون رو به آتیش میکشونم

گابرینت تشکیل شده از گابریل و مرینت

حرفی ندارم فقط میرم خودمو داربزنم

*و وی خود را دار میزند اما در لحظه آخر کاترینا نجاتش میدهد*

😈باند جاسوسی پارت2😈

سلام عشقولیا

این شما واین پارت دوم باد جاسوسی

شوت شید ادامه تا شوتتون نکردم

ادامه نوشته

🍭سرگرمی🍭

سلام عشقولیا

سرگرمی آوردم

یه عدد انتخاب کن

1

2

3

4

5

6

7

8

9

حالا یه شکلک انتخاب کن

حالا برو ادامه

 

ادامه نوشته