فرشته هات من پارت 3
-----------------------------------------------------
های گایز چطورید باید بگم واسه تاخیر های اخیر و پارت ندادنم واسه این بود که وقت نداشتم و نتم گوه بود
شنگول = چاخان میگه بابا کار چیه از دیروز تا الان نشسته رو صندلی جاش مونده امروز نشست می خواست پنکیک درست کنه به مولا همشو یاسوخته یا نپخته تحویل داد مامانشم با فحش دارش زد و گفت شبیه عمه سومیتی تنبل و دنبال خوراکی و خب بی هیچ استعداد اشپزی
من = خب اره کون گشادیم میشد پارت بدم ولی داشتم فن فیک ویکوک میخوندم وقتی دیدم اسمات دنداره پوکر تر از پوکر شدم بوخودا بیشتر از 700 تا صفحه بود ولی نت واقعا داغون بود 0-0
شنگول = اینو موافقم
من = قربون طرفداریت X_X
شنگول = تنکیو ᕦ(�_�ˇ)ᕤ
وی به سمت منگول میرورد و او را شهید میکند
قیافه وی = 눈_눈 خودش خواست به من چه برید ایدامه
اگه دیدید عکس نذاشتم چون حالشو ندارم نتم افتضاح اپلود نمیکنه
اهان نویسنده این داستان خب من نیستم من اینو از یه داستان دیگه کپی کردم که البته با تغییر ولی میگم کی داده اسم داستانه فن فیک تهکوک بی تی اس دلاله در اصل



💜یه وبلاگ خوشگل میراکلسی💜