های لاوام

میگم میخوام یه داستان گروهی بنویسم 

البته همچینم گروهی نیستا سه نفره

یکی که خودمم

دومی هم ریناروژ با اسم اصلی یعنی درسا

نفر سوم هرکی که دوست داره یه بیوگرافی بده

میراکلسی

نیست

مثلا تو همین ایرانه

فقط نفر سوم آخر داستان دووم نمیاره قربانی میشه منو نزنین

 

 

نام:ویلای وحشت

ژانر:ترسناک،معمایی،خیلی کم عاشقانه

شخصیت ها:مارگارت(خودم)،درسا(ریناروژ)نفر سومم کامنت بده

آروین،آرتا

 

 

خلاصه:این سه تا دختر که دوستای صمیمین

تصمیم میگیرن که بعد از امتحان های دانسگاه

برن سمال

درسا میگه که بریم ویلای دوست بابام

همه چیز از اونجایی اتفاق میوفته که ماشین درسا به صورت خیلی ناگهانی خراب میشه و اونا مجبور میشن با قطار برن 

قافل(درسته؟؟😐)از اینکه یاشا منتظرشونه...

 

 

 

 

حالا میفهمید یاشا کیه

 

فقط اینکه بیوگرافی بده نفر سوم و یه عکسم بزاره که من پوستر درست کنم

حودم از ریناروژ میگیرم

اما نفر سوم عکس بده بای