خلاصه ارباب من برای کازمو باگ جون
هلو لاوام
خب کازمو باگ جون گفتی هنوز موضوع داستنمو نفهمیدی
ببین بردار مارینت عموی دایی آدرین که مردمو اذیت میکرد
کشت
و باید قصاص میشد ارباب هم که یعنی آدرین که زنش کاگامیه
گفت مرینت خونبس شه یعنی مرینت بشه صیغه آدرین تا داداش مرینت قصاص نشه
بعد ارباب خیلی مرینتو اذیت میکنه و در همین بین باهاش رابطه هم داره که کم کم یه حسایی پیدا میشه آدرینم بسیار بسیار رو مرینت غیرتیه😐
بای
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 14:28 توسط ❤lค໓ฯ ๖lคຖk❤
|

💜یه وبلاگ خوشگل میراکلسی💜