اسم = املیا 

لقب = اس . سارا 

فامیلیم = سان دو وو 

سنم تو داستان = 19 

اخلاق =  یه دختر خوشگل و جذاب هست ولی جنگجو نیستش و تو جنگ بیشتر زخم میخوره واسه همین عقب همیشه هست و با تنفنگ که هدف گیریش عالیه میزنه ولی اگه خون جلو چشماشو بگیره یا حال حوصله نداشته باشه یا عصبانی باشه بهش میگن ماشین کشتار . دلرحمه اما سخت نشون میده و نمیتونه کشتن ادم بی گناهو ببینه . دختر ساده اما وحشی . وقتی عصبانی بشم ترسناک میشم و یه لبخند میزنم که همیش ه هست اما واست وحشت ناکه و .... . افسرده و خیلی زود گریه میکنه دوست داره دوباره خنده دوستاشو کنار خودش ببینه [ امید وارم متوجه داستانم شده باشید ] . سادیسم دارم 

جایگاه در غرون باستا = پرنسس سیاه یا ماشین کشتار 

جایگان در اینده = یه دختر دانشگاهی و سختگوش که خودش کار میکنه 

قدرت = یه انسان هست بعضی ها بهش میگن یه فرشت در نقش شیطان هست و این نشون میده که او قدرت نیمه شیطان و نیمه فرشته را از پدر و مادرش دارد ولی او مثل دوستانش فرق داشت و او یه قدرت ناشناخته قدرت سیاهی او قدرت شب را داشت یعنی دلی که سیاهه ولی توش قلب رو جا داده و قدرت ماه و شب رو داره 

علایق = پاستیل و شیر موز .و توت فرنگی یخی همون فریزی  . ماه وشب به شدت خداییش. دوستام . رنگ قرمز تیره و سیاه 

تنفرات = خانواده پول پرستم . کس که بین بقیه جدایی بندازه یا خودشو اذیت کننند  . دروغ بگی بدون دیگه نمیشناسمت  . گل ها غیر قرمز و صورتی = اتیش 

رشت های مورد علاقش = طراحی لباس [خداییش از کلاس اول ارزوشو داشتم ] . روانشناس 

--------------------------------------------------------------------

اسم = امیلی [ همون رینارو خودمون ] 

فامیلی = شاین 

لقب = لیدی . امی 

سن = 28 

اخلاق = یه دختر هات و خفنه  . همیشه عصبی هست اگر هم عصبانی بشود مرده اید . تو سن 19 سالگی یه قاتل زنجیره ای از اب در امد و 12 بار از زندان فرار کرد اما چون خانواده اش پولدار بودن میتونست به راحتی همه جا باشه حتی هیچکی یادش نیست اون کیه . وقتی هم 23 سالش شد از تنهایی کردن دست بر داشت و وارد یه باند تبحکار دنیایی شد و ............. و الان یه هکر دنیایی هست 

جایگاهش در غرون باستا = پرنسس خورشید یا جنگنده مرده 

جایگاهش در اینده = یه هکر  فوق معروف  و یه قاتل زنجیر تر از زنجیره ای((ریناروژ: آدم کش کی بودم منننننننننننننن🥺😂🙌))

علایق = شب گردی تو خیابون که کامل بگیم ولگردی تو خیابون  . هودی های تیره و گشاد . فیلم اکشن و ترسناک اخرشم از بی مزگی فیلم به خواب 12 ساله فرو میرود [ چقدرم مبالغم خوبه یعنی ] . عشق ماجراجویی . خورشید واسه همین شب بیرون میره و طلوع خورشیدو میبینه 

تنفرات = ادم لوس و ننر که از همه چیز میترسن 

قدرت = خورشید و نورانی . هک کردن بدون داشتن وسیله . زنده کردن مرده ها

رشته = شمشیر بازی از نزدیک . نینجا . تکفاندو . طراحی لباس 

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 

اسم = مانلی [ همون بستنیم ] 

فامیلی = راسی 

سن = 19 [ 18 زده بودی ولی باید از 18 به بالا بزنی پس میزنم 19 ] 

اخلاق = شوخ . شاد . اسکیت سوار که میگیم سوار بی اسکیت بنفش  . منگول چیزه شنگول . شیطون . بیخیال و خوابالو . وحشی 

علایق = خونریزی . چیزای ترسناک . اسکیت کفشیش . دوستاش 

تنفرات = خوناشام ها اما از شانس بدش یه خوناشام اصیل هست 

قدرت = قدرت مهم ترین خوناشام تاریخ که دنیا اون رو کشته و اون قدرتش رو داره و از دنیا فراری هست و قدرت رعد رو داره میتونه هر چیزی رو برقی کنه یا رعدی و اینگونه اعصاب امی رو بهم میریزد . قدرت برداشتن وسایل کنارش 

رشته = اسکیت سوار . موتور سواری . فیزیک و علوم چون قدرت برغ رو داره 

جایگاهش در غرون باستا = الاهه رعد یا اسکیت خون ریزی 

جایگاهش در الان = یه دختر ساده مثل سارا با تفاوت اینکه در ورزشگاه کار میکنه و تا حالا رکورد 58 شغل اخراجی رو گرفته تو هر شغلی دردسر باره اما فقط ورزشگاه اونو قبول کرد و الان وضع خوبی داره 

----------------------------------------------------------------------------------------------------- 

 

اسم = ناتالی 

فامیل = وینلی 

سن = 2 میلیون اما چون تو دنیا ... میره میزاره 20 

قدرت = یه خوناشام رده دوم و بزرگ ترین دختر اب دنیا و اولین دختر اب که خیلی استاد قدرتشه و یه کارد زن بی نهایت عالی هست و واسه همین همیشه پشت مانلی زربه رو هدف میزنه و مانلی تکه تکه اش میکنه میشه گفت کنار هم پشت هم هست 

علایق = کهکشان ها و او اب رو به کهکشان هایی که شیاطین و فرشته هایش نیاز به کمک دارند اب میده و توی حالت عادی 10 تا 23 نفر در یه روز میکشه و از خون ان تغذیه میکنه ولی وقتی تغذیه میکنه باید ان هارا اتش بزند وگرنه عصاب نداره و بخاطر اتیش زدن از رعد مانلی و گرمای شدید خورشید امیلی که باهم به اتیش گنده تبدیل میشه  که می خواد بهترین دوستش هم گوشیش و کارد هاش هستش 

تنفرات = انسان ها 

جایگاهش در غرون بوستا = پر خور کسی که زیاد خون می خوره یا دختر ابی 

جایگاهش در اینده = یه سرمایه داره در شرکت شوکول فروشی  

-------------------------------------------------------------------------------------------------- 

 

اسم = مارگارت [ لیدی بلنک خودمون ] 

فامیلی = کوفائین 

سن = 21 

علایق = شکلات . خانوادم . دوستام . بستنی شکلاتی 

تنفرات = دروغ . چاپلوسی . بستنی توت فرنگی 

اخلاق = مهربون . کمی شوخ . تا جایی که بگی خوبم اما اگه مورد ازار قرار بگیرم یه جوری میزنمت که از هفت پشت میخوری . جدی . 

قدرت = زمین همون گل و گیاه حرف زدن با زمین یا گفتن به خاک که زلزله بزنه یا با خار ها ادمو تیر بزنه . دو تا شمشیر پشتش داره که کلتو باهاش نصفه نصفه میکنه 

جایگاه در غرون بوستا = الاهه زمین یا خار کور [ حالا میفهمی چرا گفتم کور اما کور که نیستی  ] 

 

جایگاه در آینده=یه دانشجوی سختکوش و جدی

-------------------------- 

جیغ خسته شدم خب پس 5 نفر شدیم و پایان