اسم = املیا [ بستنی به نظرت املیا باشه یا سارا بهتره ] 

لقب = سارا . ساری [ اسم اصلیم املیا هست مثلا ولی همیشه میگم سارا ] 

فامیلی = کاملی سان [ فامیلی کم گیر اوردم ] 

محل تولد = کره جنوبی در سئول و بخاطر گندگی چشمم ایران 

سن = 12 اگه تو داستان سن گنده می خواید بزنید 16 

اخلاق = کیوت و بامزه به شدت . خیلی مهربون اما فکر نکنین پشت اون چهره چیزی نیست چون اگه ازت بدش بیاد مطمعا باش به ترسناک ترین شکل ممکن اما با لبخندی که همیشه میزنه ولی ایندفعه واست ترسناک مشه باهات حرف میزنه و تو رو به زانو در میاره . دلش ساده هست اما اگه به سادگیش سو استفاده کنید بدونید به زرنگ ترین شکل ممکن با خاک یکسان میشید اونم واسه این هست که خودش کاری نمیکنه وگرنه ناراحت میشم گریه میکنم چون زود رنجم دوستام پشتمن . لباس گشات بپوشم خیلی خوشگل و جذاب میشم و اگه لباس کیوت مثل راحتی بپوشم خیلی کیوت میشم همیشه هم تو لباسام گم میشم و ازم گنده تره . تند تند میدوم اما زود نفسم تموم میشه بعضی اوقات انقدر اب می خورم تا نفسم بیاد بالاا واسه همین زیاد نمیدوم تا حالم بد نشه . دست پا چلفتی نه به سبک مرینت چون اون موانعی کنارش بود اما منو هر کاری کنی یه دسته گل به اب میدم . ترجیح میدم بقیه سالم باشن و لبخند بزنن و اینطوری دلم شاد میشه . ارزومم اینه که یه روزی بلاخره بتونم دنیا رو بخندونم . شنا بلد نیستم . اگه بخوام یه چیزی رو درست کنم یه هفته طول میکشه تمیز بشه اما قتی تمیز کاری کنم انگار هیچی نبود کلا تو خاطاتتم پاک میشه . تکرار کنم اشپزیم مخصوصا پنکیک و کیک عالی هست . اسکیت کفتشی دوست دارم اما بلد نیستم  . وقتی عصبانی هستم دست به خودکشی یا کشتن یا زخم کردن افراد دورو اطرافم میزنم  . به راحتی میتونم خوبت کنم حتی اگه افسرده باشی  خیلی خیلی دل دارم واه همین میتونم خودمو جای بقیه بزارم ولی این مشکل وجود داره خودم بیشتر ناراحت میشم . اروم و خجالتی هستم اما شیطون مول هستم . بیشتر موهامو بالا بسه یا دو خرگوشی پایین یا بالا میبندم 

علایق = کل مردم دنیا حتی ادم بدا ولی میتونه به راحتی به زجه زدن بندازمت . موی کوتاه اما مامان بابام نمیزارن به هر جوری شده میخوام امسال موهامو کوتاه کنم و چون فر هست خیلی خوشگل میشه اما اصلا نمیدونم میگن گنده یا پف هست نمیشه کم پشت هست واسه همین ناز میشم . بی تی اس به شدت . میراکلس . انیمه . وسایل ناز و کیوت همونطور وسایل ترسناک که بعضی اوقت سکته میزندت . طراحی لباس و روانشناسی رو خیلی میدوستم و بین این دو واسه تحصیل گیج شدم . بیشتر اوقاتم تو خودمم و حرف زیاد نمیزنم بیشتر منو دور میندازن چون ساده و ساکتم و واسه همین خیلی کم دوست دارم اما خاص هستن . وقتی ناراحت میشم قلبم درد میگیره و نفس نمیتونم بکشم و به شکمم ختم میشه اخرشم حالم بد میشه سر گیجه سردرد هم میگیرم گریه میکنم خیلی زیاد . شیر موز و ابمیوه و خیلی پاستیل  میدوستم . بدن خوب و قشنگی دارم هر چی بخورم چاغ نمیشم . پوستمم سفید هست و خیلی نرم مثل یه بچه . ترسو هستم و نمیتونم یه جا تنها باشم و حتی ادم بدی هم کنارم باشه بغلش میکنم تا ترسم کم بشه . شب و نور ماه چون ارام میده  

تنفرات = دعوا . اذیت شدن کسی جلوم . گل ها غیر قرمز و صورتی . شلوغی . کفش های پاشنه بلند . علوم 

تموم اها یادم رفت هرچی هوس کنم میخورم و وقتی یه چیز سفت هست به صورت خرگوش اما خیلی تند میخورم و دوتا دندون اولی و وسطم گازشون میزنم شبیه یه ماشین خورد کن هویج میخورم و عکس گرفتنم خیلی دوست دارم و خیلی فن فیک می خونم تموم 

دهنم سرویس شد انقدرنوشتم