سلام من یه دختر ۱۸ ساله هستم اسمم مرینته و ۱ سالی میشه که یکی از دوستانم رو تو اردو مدرسه گم کردم یجورایی عجیبه برام از اون موقع کت نوار رو ندیدم واقعا برام سخته که تنها مبارزه کنم در هر حال من پدر و مادرم و دارم و باید شاد باشم اوه ماکارون هام پختن

_خیلی خوشمزه به نظر میان مرینت

+اوه تیکی تو نباید اونارو بخوری

_باشه مرینت

+حالا شد برو قایم شو

_چشم

 خیلی آروم ماکارون هارو داخل جعبه گذاشتم و رفتم سراغ تکالیفم امروز واقعا زیادن

+دخترم تلویزیون روشن کن

_چشم مامان

تا تلویزیون روشن کردم خشکم زد 

او....اون.....

​​​​​آنچه خواهید دید....

لیدی باگ:چی میخوای

؟؟؟؟؟؟؟:گوشواره هات 

لیدی باگ:واقعا....پس بیا بگیرشون